ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1530
سفرنامه شاردن ( فارسى )
راه از دو دروازهء بزرگ خيابان چهار باغ كه وصفش را آوردهام يكى به كوى عباس آباد ، و ديگرى به كاخ شاه مىرسد . راهى كه به محلّه عباس آباد مىپيوندد از كوچهاى مىگذرد كه آن را باغ مكّه مىنامند ؛ زيرا در روزگاران گذشته در آنجا باغ بزرگى بوده كه به محلّ توقف زائران مكّه اختصاص داشته است . شاه فقيد در حدود سال پنجاهم قرن گذشته اين باغ بزرگ را به دو تن از حكيمباشيهاى دربارش كه يكى از آن دو حكيمباشى بزرگ و ديگرى حكيمباشى كوچك ناميده مىشد بخشيد . اين هر دو هر كدام در قسمتى از آن باغ ساختمان بزرگ و باشكوهى بنا كردند . اما شاه سليمان اين هر دو حكيم را به جرم ناتوانى در درمان كردن پدر تاجدارش به قم تبعيد كرد ، و از آن پس اين دو عمارت رو به ويرانى نهاد . از دروازهء ديگر راه به كوچه محمد بيگ وزير اعظم مىرسد . محمد بيگ نيز به فرمان شاه عباس دوم به قم تبعيد شد ، اما جانشين شاه بر او بخشيد . وى را مورد مرحمت قرار داد و به حكومت ايالت مهمى فرستاد . در آخر اين كوچه ، بر طرف راست ، مسجد كوچكى است ، و طرف چپ قصر صدر خاصه واقع است كه متولى همه موقوفات شاه و خاندان سلطنتى است ، و دايى پادشاه مىباشد ، از آنكه زن صدر خاصه خواهر شاه عباس ثانى مىباشد . من ناظر بناى اين كاخ بودهام ، و در وصف آن بدين اقتصار مىورزم كه طول تالار بزرگ آن هشتاد پا و عرضش هم چندان است . اين تالار از جهت طول وسيلهء طارمى خاتم كارى زيبايى به ارتفاع سه پا به دو بخش تقسيم شده زيرا سطح قسمت داخلى آن از قسمت قدامى بالاتر است . بلندى اين تالار سى پاست ، و آسمانهاش از خاتم كارى يك پارچه پوشانده شده . بالا بردن و كارگذاشتن خاتم كارى يك پارچهاى بدين عظمت مستلزم مهارت و قدرت بسيار و به كار گرفتن آلات و اسباب خاصى بوده كه من شرح آن را در مجلّد چهارم اين سياحتنامه آوردهام . در اطراف اين تالار دهليزهايى است كه طارمى موصوف يكى از آنها را قطع مىكند . همچنين دور آن چهار تالار كوچك ، چندين اتاق و شاهنشين و صندوقخانه و پلههاى مخفى و هزاران جاى راحت ديگر وجود دارد . سراسر اين بناهاى مجلل و شگفتانگيز زرنگار ، و به نقشهاى بديع نگارين است . كتيبههاى اين عمارت عالى در بردارندهء والاترين و ارجمندترين انديشهها و مفاهيم معنوى و اخلاقى است ، و از آن جمله است :